تبليغاتX
مسافر خيال
 
«هر آدمئی که حی ناطق باشد ** باید که چو عذرا و چو وامق باشد.»

«هرکو نه چنین بود منافق باشد ** مرد نبود هرکه نه عاشق باشد.»

«هرکه با رسوا نشیند عاقبت رسوا شود** تنهائی به ز هم جالس بد.»

«همچنانکه گفته اند الجنون فنون** دیوانگی گونه گونه است.»

+ نوشته شده توسط نجوا حبیبی در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 17:7 |
  • «با مردم بی هنر دوستی مکن که مردم بی هنر نه دوستی را شاید نه دشمنی را.»
  • «بپرهیز از نادانی که خود را دانا شمرد.»
  • «بجز پیرسالار لشکر مباد.»
  • «بسیار گفتن دوم بی خردی است.»
  • «به حهان فرومایه تر از آن کسی نبود که دیگری را بدو حاجتی بود و تواند اجابت کردن و نکند.»
  • «به خویشاوندان کم از خویش محتاج بودن مصیبتی عظیم دان که در آب مردن به که از غوک زنهار خواستن.»

+ نوشته شده توسط نجوا حبیبی در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت 13:43 |

نکاتی از قابوس نامه:

  • «اگر تو را دشمنی باشد دلتنگ مشو که هرکه را دشمنی نباشد، بی قدر و بها باشد.»
  • «اگر خواهی از پشیمانی دراز ایمن گردی به هوای دل کار مکن.»
  • «اگر خواهی از رنجیدگی دور باشی آن چه نرود مران.»
  • «اگر خواهی از زیرکان باشی در آئینه کسان مبین.»
  • «اگر خواهی از شمار آزادمردان باشی طمع را در دل خویش جای مده.»
  • «چرا زنده شمرد خود را کسی که زندگانی او جز به کام او باشد.»
  • «چرا دشمن نخوانی کسی را که جوانمردی خود، آزار مردمان داند.» 
  • «چنان که شیخ ابوسعید ابوالخیر گفته است آدمی از چهار چیز ناگزیر بود: اول نانی، دویم خلقانی (جامه کهنه)، سیم ویرانی، چهارم جانانی.»
  • «چنان که عیب دوستی و یا عیب شخص محتشمی بر تو معلوم شود، زنهار مگوئی.»
 

+ نوشته شده توسط نجوا حبیبی در جمعه هجدهم خرداد 1386 و ساعت 23:42 |