" مرگ "
و ايـن آخرين آفـتابِ عمـرم بـود آخـرين سپـيده قـبـل از مـرگ
در مــيـان سـيـاهــي اوهـــام من در انـديشة همين يك برگ
آخــريـن بـرگِ دفـتــرِ عـمـرم كـه شـده پـاره پـاره و بی رنگ
زنــدگـي يـكـي ، دو روزي بــود روز اول با من و ديگري در جنگ
به هنـگام گريـه چــون سـيـل و بـه هنـگام سـوختن شـد سنگ
سنـگِ آتـشيـنِ دهــر كوبـيـد و شررش شعله زد بر وجودم رنگ
و كنون بـر سرم سايه اي افكند سايه اي! همان ساية كبودِ مرگ
نجوا
+ نوشته شده توسط نجوا حبیبی در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت
9:15 |
