" جواب آتشين "

 

 

سرد است خانه بي تنورِ گرمِ

 

پرسش هاي بي پاسخ

 

در پي آشفتگي هاي هفت رنگِ

 

اين شاخه هاي لختِ خشكيده

 

سر به سر در اجاقِ صحبتِ

 

این مردانِ ، سرگردان

 

يكي را بي سبب در جاده هاي

 

نا تمامِ رفته بي حاصل ، سرد مي سوزد

 

اين چه سرابي است! چه سرابي !؟

 

تا آسمان ، مهتاب مي پرسد :

 

" كجا يابم جوابِ آتشينِ رنج هاي

 

مانده بر دوشِ زمين را گرم و بي دود "

+ نوشته شده توسط نجوا حبیبی در چهارشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۸۶ و ساعت 17:1 |